خرید بک لینک
اگه زندگی هیچ کس از اون یکی مهم تر نباشه،چی؟ اگه دنیا همه ـمون رو به یک اندازه دوست داشته باشه، چی؟ اگه همه مون یک ستاره بودیم..
برچسبها: دیالوگ
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱۰ساعت 12 توسط ویولت |

برچسب: نویسنده: ستایش قربانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:16

صد سال تنهایی یک وقت هایی، یک روزهایی شایدم یک سالهایی از زندگی دلم میخواهد تنها باشم، هر چه بیشتر بهتر، پسرها اطراف دوست معمولی محسوب شوند، دخترهای اطراف را هرچه کمتر ببینم بهتر. یک وقت هایی مثل الان دلم از تنها بودن با خودم، با اتاقک آبی سیر نشود، هرجای دنیا باشم خودم را سوار اولین اوتوبوس کنم، ح

برچسب: نویسنده: ستایش قربانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:16

مامان میگوید آدم هرچه کم سن و سال تر باشد زودتر با مرگ عزیزانش و پدر و مادرش کنار می آید،من فکر میکنم مامان راست میگوید چون خاطراتش کم تر است.. چون مثل غم های بچگانه زود فراموشش میشود.. دوباره سرش گرم ِِ بازی هایش میشود.. اما میدانی آدم هرچه بزرگتر شود و پشتش را خالی ببیند بیشتر میشکند. اگر آدم پدرش

برچسب: نویسنده: ستایش قربانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:16

من بیشتر اوقات آدم غیر اجتماعی و مهمان ناپذیری هستم، از خاله بازی بیزارم ولی میگویند آدم از هرچه که بدش بیاید، سرش مییاید.. دلم میخواهد اهل خانه مان موقع مهمان دعوت کردن نظر بقیه آدم ها را هم جویا شوند، راحتی و موقعیت دیگران را هم درنظر بگیرند، اما متاسفانه آدم های اطرافم اهل افراط و تفریط اند و برا

برچسب: نویسنده: ستایش قربانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 6:16

صفحه بندی